|
|
|
|
|
و اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس " گامی " به تو نزدیک تر شوم .... این زندگی من است متن فوق را دوستی گرامی برایم آورد که به مناسبت سالگرد نبودن دکتر علی شریعتی در وبلاگم بگذارم. براستی جای دکتر در بین مان خا لیست. ولی اگر بود آیا او را محترم می داشتیم ؟ یا اینکه ...؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 20:18 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
این هم انتخابات با همه حرف و حدیث هایش تمام شد.(البته یک مرحله اش) اینکه چه بود و چه شد و چه خواهد شد را کاری ندارم. ولی کاش یک نهاد یا موسسه علمی وجود داشت و علمی تحقیق می کرد که نحوه و اساس رای دادن در جامعه ما چگونه است که تقریبا پیش بینی آن امکان پذیر نیست و حتی خود کاندیداها هم غافلگیر می شوند. آیا این هم مثل فوتبال مان است که در آن هر چیزی امکان دارد اتفاق بیافتد؟ جدای از قضاوت در مورد خوب و بد بودن نتایج- که در هر حال با فرض صحت نتایج – نفس انتخابات نیک است و یک فرآیندی است که به تک تک افراد جامعه این اجازه را می دهد که تاثیر گذار باشند و یا ساده تر بگویم انتخابات به افراد جامعه شخصیت می دهد. دوستی می گفت :انتخاب می کنم پس هستم. که دوست دیگری در جوابش گفت : اگر آگاهانه انتخاب کردی هستی و گر نه بود و نبودت یکی است!!! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 20:15 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه می شد چی می شد؟ کاش در کشور ما همیشه انتخابات باشد. نه اینکه فکر کنید من خیلی ..... نه ! این حرفها نیست بلکه در این روزها آدمهای مهمی که شاید زور شان می آمد حتی فکر کنند مردمی هم وجود دارند ناگهان آنقدر مهربان می شوند که جلوی بچه های زیر ده سال هم خم می شوند – بزرگترها که جای خود دارند. اصولا انتخابات مهربانی به همراه دارد- لبخند به همراه دارد(هر چند زورکی) – تحویل گرفتن دارد- سر زدن از روستاهای دور افتاده دارد- پرسش و پاسخ دارد- وعده وعید دارد- شفاف سازی به همراه دارد( البته زحمت این یکی را رقیبان می کشند) - .....و البته برای بعضی ها نان دارد آنهم چه نانی (چرب چرب) شما هم با من هم عقیده اید که انتخابات چیز خوبی است؟ (بهانه نیارید که همه این وعده وعید ها بعد انتخابات بر باد است!) پس شما هم دعا کنید همیشه انتخابات باشد . راستی اگه می شد چی میشد!!! ولی با همه این حرفها رای دادن بهتر از ندادن است .چرا؟ چون می توانیم نشان دهیم که هستیم و دیگران برایمان انتخاب نکرده اند.( البته تا حدی ) ( نیک اندیش باشید ) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384ساعت 20:46 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
مطلب زیر را از وبلاگ hi teacher که متعلق به همکاری محترم است آورده ام :
الو ... الو ... امتحان می کنیم !! شاید خیلی ها شب امتحان یادشون نباشه ! روز امتحان را که خیلی بیشتر از خیلی ها یادشونه ! سر جای خودت بشین . فاصله از بغل دستی . ورقه را بر نگردون . نام و نام خانوادگی و اسم کلاس یادت نره . سوالها واضحه بنویس . سوالها ساده اس . از کتاب اومده ، بنویس . سرت رو ورقه ات... های.....( یه تشیبه ! بلاتشبیه( ! یه بار دیگه سر بلند کنی ....( آره دیگه ( ! وقت تمامه . بیرون ....بیرون . حالا بگو یادم اومد ! دیدی چه ساده اس؟ امتحان نه . یاد آوری اون روز ( برای بزرگترها) و یاد آوری امروز ( برای کوچکترها) حالا نوبت معلم می شه . که امتحان بده ؟! نه که ورقه تصحیح کنه . نمره ها را بزاره و لیست بنویسه و به تلفنها جواب بده ! ------------------------------------------------------------------------------------------------ بله . تلفن هم این روز و روزگار جزء جدا ناپذیر امتحان شده . : الو . آقا ولی هستم . معلم عزیز. نور چشم جامعه ی بشریت ! قربان گچ خواری ازلی ابدی ات برم من ! خوبی ؟ بچه هات خوبن ؟ الهی ... الهی درد و بلات بخوره تو سر اونایی که قدر تو را نمی دونن . راستی ، هفته ی معلم را تبریک عرض کردم؟ ... می کنم ! الهی ... الهی ... تو چقدر خوش تیپ... : الو . اشتباه نگرفتی قربان ؟ : الو . نه فدات شم . می خوای گوشی را بدم ولیه ، یا بچه ولی ... : الو . حالا فرمایش . : الو . خودت خوبی؟ : الو . امر تون . : الو . نمره ی .... بله ... به لطف شما امیدوارم ... تا لیست را ننوشتین ... ارادت دارم ... سرور مایی .... ترا خدا ... جان بچه ات ... باشه .... یا نمره ... یا ... هر چی دیدی از چشم ... ارادت ... بای . ------------------------------------------------------------------------------------------------ : الو . مدیر محترمم ! : الو . بفرما. : الو . نمره ی بچه ولی چند شده ؟ : الو . 5/9 : الو . نه !! مگه از دنده ی چپ بلند شدی !؟ عاقبت کارت را دیدی؟ وای... : الو . تازه ... 4 بود . محض جبران ... : الو . ارزشیابی ات ... نگی چرا نمره اش کم شده ها...!! خواهی دید!! : الو .... الو ....پس اون همه زحمت سر کلاس...الو ... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 20:26 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
معلمان – فرهنگیان – دانش آموزان عزیز .... اگر کلمات فوق را شما این روزها زیاد می شنوید تعجب نکنید زیرا نه هفته معلم است و نه روز دانش آموز بلکه ایام انتخابات است و از آنجایی که فرهنگیان تعدادشان زیاد است ( اینجا که دیگر نمی خواهند مسائل معیشتی را حل کنند- حرف هم که مالیاتی ندارد و پس از انتخاب هم که ...) و آرای آنها هم زیاد پس لازم است مورد توجه قرار بگیرند و با قولهایی آنچنانی بلکه توجه شان را جلب کرد و اگر عزیز شده اند و محترم بی علت نیست. -- یکی وعده پارلمان معلمان را می دهد( چیزی شبیه مجلس دانش آموزی بی بو و خاصیت) دیگری وعده انتخاب وزیر آموزش و پرورش با نظر معلمان را میدهد. -- آن یکی بن غیر نقدی میدهد. ( البته فقط در تهران و کاش تهران به اندازه ایران بود!) -- یک دوستدار محیط زیست هم قول هوای تازه در کلاسها را می دهد. ( فرد آگاهی که خواست نامش فاش نشود می گفت : احتمالا در همه کلاسها هوا کش قوی نصب می کنند.) -- و از همه مهمتر یکی هم احتمالا گفته که دیگر در راهپیمایی ها و اعتراضات صنفی معلمان پلیس دخالت نمی کند و شما را با باطون نمی زنند. ( چون تنبیه اصولا کار بدی است و باعث عقده می شود!! ) به دلائل یاد شده فوق می بینیم که در تمام ستادهای انتخاباتی فرهنگیان حضور فعال و گسترده دارند ( حال اگر مدیر مدرسه ای یواشکی هم دانش آموزان را هم به رو یا زور با خود همراه کرد شما هم مثل ناظرین انتخابات ندید بگیرید – زیرا گرم شدن این تنور انتخابات لازم است چون شاید پس از گرم شدن نانی هم از آن خارج شد کسی چه میداند؟!! )
(نیک اندیش باشید ) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 10:37 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز خبری را در روزنامه همشهری خواندم که مرا به این فکر انداخت دنیا کجا می رود و ما کجا؟ برای اطلاع شما آن را در ذیل آورده ام : " دولت روسیه اعلام کرد که بودجه بیشتری را به آموزش و پرورش این کشور اختصاص خواهد داد زیرا رقابت وسیعی برای پرورش نسل آینده میان کشورها برقرار شده است که مسابقه ای مفید و در جهت پیشرفت بشریت است. " نظر شما چیست ؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 19:57 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||