تبليغاتX
نوشتاری از آنچه که می توان نوشت
می شود مانع نوشتن شد ولی نمی شود مانع اندیشه شد.

قدما گفته اند که : باید پند بزرگترها را آویزه گوش کرد.

لذا من هم بنا به توصیه یکی از پیشکسوتان آموزش و پرورش  می خواهم بیشتر با دیدگاه یک معلم مطلب بنویسم و در این وبلاگ بیشتر به آموزش و پرورش بپردازم  البته این بدان معنی نیست که دغدغه دیگری نداریم .! بلکه در صورت لزوم  پایمان را در کفش سایرین هم میکنیم ( به عبارتی گاهی دم دیگران را لگد خواهیم کرد خصوصا آنهایی که دمشان در همه جا پیدا و ولو هست !! )

برای امروز هم مطلبی از وبلاگ آقای زمانی پور ( همان پیشکسوتی که به من لطف داشته و راهنماییم نمود که لینک وبلاگشان دربخش پیوندها با نام یک معلم دیگر قرار دارد) انتخاب کرده ام که با هم می خوانیم:

 

 

خدا آخر و عاقبت همه را به خیر کناد !

حتما فکر می کنید این دعا را بی خودی نوشته ام که خدا آخر و عاقبت ما را به خیر کند . نه عزیزم اگر صبر کنی به آن هم می رسم .

                                            

ما که بالاخره بازنشسته شده ایم ولی اخیرا و به دنبال تعویض جریانات و خطوط سیاسی الحمدلله افراد جدیدی در اداره پیدا شده اند . کمی تا قسمتی پیراهن ها دوباره تشریف آورده اند به روی شلوار و ای ته ریشی هم دوباره در صورت ها پیدا شده است . حالا تو بگو اینها که این طور رنگ عوض کرده اند پس فردا می خواهند اداره کننده ی بخش هایی از ادارات باشند . کاشکی دنبال آن کمی هم ایمان واقعی دیده می شد نه اینکه به دنبال رفع عقده های فرو خورده هشت ساله ی گذشته باشند و حتی صحبت از انجام محاکمات در آموزش و پرورش پیش کشیده شود .

                                        

البته بازهم باید بگویم خوشبختانه در میان جمع راست هم عاقل مردانی نیک پیدا می شوند ولی از آن می ترسم که توسط فکر غالب آنها هم متهم به سازشکاری شوند .

حالا دوباره دست بالا کن و در پیش گاه خدا بگو که خدایا آخر و عاقبت این آموزش و پرورش را به خیر کناد .

                                            

 

                                                ( نیک اندیش باشید )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 17:29  توسط حمیدرضا شجاعی نیا  |