|
|
|
|
|
آپارتاید کارمندی این آپارتاید هم حکایتهای جالبی در جهان دارد. یادگاری است از مبارزات ضد تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی َ که هر جا می خواهند تبعیض را به بهترین وجه توصیف کنند این کلمه را با یک پسوند می آورند. مثلا آپارتاید اتمی (که این روزها ما در باره آژانس انرژی اتمی بکار می بریم) – آپارتاید نژادی – آپارتاید جنسی - .... اما آنچه که بنظر می آید از همه به واقعیت نزدیکتر است و موردی است ملموس و عینی , آپارتاید کارمندی است!!! بله این آپارتاید کارمندی فقط یک لغت نیست بلکه فرهنگی است که متاسفانه سالیان سال است در کشور ما جا افتاده و نهادینه شده است. هنگامی که بعضی کارمندان از مزایای درمان صد درصد رایگان و پاداشهای مختلف , هدایای ویژه , وامهای کم بهره , کمک هزینه تحصیل فرزند دانش آموز و دانشجو , و .... عناوین دیگر برخوردارند و طرف دیگر فرهنگیانی که حتی از یکی از این مزایا هم بهره ای نبرده اند , آیا جز کلمه آپارتاید کارمندی می تواند توصیف کننده این بی عدالتی باشد؟ ( جالب است بدانید دولت اوائل تابستان مصوبه ای داشت مبنی بر پرداخت 2 ماه پاداش به کارمندان - از صدقه افزایش قیمت نفت - , که ماههاست بانکها و تعدادی وزارتخانه دیگر آن را با مبلغی بیشتر داده اند ولی بنظر می رسد مثل سایر وعده های مثلا خوبان! این هم در آموزش و پرورش به جایی نرسد. به قول دوستی آن زمان که وزیر داشتیم وضعمان آن بود که می دانیم , حال که بی وزیر هستیم ...؟) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 21:9 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
قیاسی که شاید مع الفارق باشد؟ کتاب و کتاب خوانی بعضی ها از جهاتی شبیه آموزش و پرورش استان سمنان است!!؟ برای این حرفم دلیل هم دارم: گاه گاه در مهرگان (همان کتابفروشی متعلق به این حقیر) مشتریانی برای خرید کتاب مراجعه میکنند که بعضا بسیار عجیب وغریبند و صد البته موجب افسوس. این بندگان خدا معمولا بدنبال کتابهایی هستند خاص! مثلا کتابی که رنگ جلد آن فلان رنگ (که مد روز است) باشد یا ظاهر آن با طراحی جدید باشد. چرا؟ بخاطر اینکه با مجموعه ایی که در خانه جمع اوری کرده SET شود و بتواند پهلوی دوستان و آشنایان پز بدهد و ژست فرهنگی بگیرد!!؟ آره تعجب نکنید محتوا مهم نیست رنگ و شکل مهم است. و اما دلیل شباهت این افراد با آموزش و پرورش استان سمنان : سال قبل در اوائل شهریور ماه نامه ای بدست من و تعدادی از همکاران رسید که با دریافت حق ماموریت به مرکز استان بیایید و در جلسه ای که قرار است مجمع مشاورین ریاست سازمان را شکل دهد شرکت کنید. ما هم با تعجب و خوشحالی که بالاخره عقلا به این نتیجه رسیده اند که با مشورت و جمع آوری نظرات می توان بهتر مشکلات را حل کرد عازم سمنان شدیم. آنچه آنجا گذشت (سخنرانی های گوناگون! و تشکیل کارگروهها و ....) شرحش زمان دیگری میطلبد ولی ما با امید های فراوان پس از بازگشت به همکار انی که دیدیم گفتیم و آنهائی هم که ندیدیم پیغام دادیم خوشحال باشید که کشتیبان را سیاستی دیگر امد و بزودی مشکلات حل خواهد شد. ولی ....( آخ که همیشه موقع حساس این ولی سر و کله اش پیدا می شود .....) پس از آن جلسه دو بار دیگر ما را فرا خواندند که بار اول بدلیل مشکل شخصی شرکت نکردم ولی دوستانی که رفتند می گفتند رفتن با نرفتن تفاوتی نداشت! بار دوم هم در بحبوحه کلاسهای آخر سال تحصیلی در اردیبهشت فراخوان دیگری از مثلا مشاورین رئیس سازمان شد برای شرکت در یک جلسه علنی مجلس شورای اسلامی!!! حال شرکت در این جلسه مجلس چه ربطی به وظائف مجمع مشاورین و حل مشکلات آموزش و پرورش و همکاران مان داشت ؟من که هنوز نفهمیده ام!؟ نظر شما چیست؟ آیا این عمل مسئولین سازمان آموزش و پرورش , کاری که آن خریداران کتاب می کردند را در ذهن تداعی نمی کند؟ زیرا تشکیل این مجمع مشاورین هم ظاهرا امری بود برای ارائه به جاهای خاص! و ثبت در کارنامه عملکرد مسئولین و گرنه چه فایده ای داشت مهم نیست . مهم ژست و پز کار است که...!!! ( نیک اندیش باشید ) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 20:51 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||