تبليغاتX
نوشتاری از آنچه که می توان نوشت
می شود مانع نوشتن شد ولی نمی شود مانع اندیشه شد.

این قضیه و مبحث پیچیده عدالت اجتماعی!! هم بتدریج داره یک چیزی میشه مثل توسعه سیاسی و فرهنگی و رفاه اجتماعی و .... که هیچگاه از مرتبه حرف به عمل نرسیدند و فراتر از  کلماتی که برای رنگ و لعاب دادن به سخنرانیها باشند، کاربرد دیگری نیافتند.

نمونه ای از هزاران را در ذیل می بینید که چگونه سازمان بیمه خدمات درمانی به انجام وظیفه و تعهداتش پرداخته !!!!:

 

براستی چه کسی پاسخگوست؟ زمانی که ما را دلخوش میدارند به بیمه و طفیلی جدیدش به نام بیمه تکمیلی و منت بر سرمان می گذارند، تا مثلا دلمان خوش باشد در هنگام نیاز و بیماری به کارمان می آید، ولی ...!!!!

آیا مسئولین هم در هنگام بیماری از اینگونه امکانات حداقلی با هزینه های حداکثری استفاده می کنند؟

آیا بیمه همه کارکنان دولت ( نظامی-بانک-سایر ادارات) اینگونه خدمات می دهند؟

آیا کشورهای دیگر هم اینگونه بدیهی ترین حق مردم را ادا می کنند؟

فلسفه وجودی وزارت رفاه چیست؟

 

بردباری ما آنان را ستمکاری آموخت.!!!؟!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 18:50  توسط حمیدرضا شجاعی نیا  | 

می گویند جوینده یابنده است. ولی من که هر چه گشتم چیزی نیافتم!

حتما می گوئید دنبال چی هستم.

من بدنبال پاسخ این سوال بودم که فایده و نتیجه:

1-     جشنواره فیلم رشد

2-     مجلس دانش آموزی

3-     شوراهای دانش آموزی مدارس

4-     سلسله پرسشهای مهر

5-     .......

لازم به ذکر است که هر کدام از موارد یاد شده هزینه های میلیونی و میلیاردی دارد.( بخصوص موارد 1و2و4) انهم در آموزش و پرورشی که کمبود بودجه بیداد میکند.

راستی دومین سالگرد فاجعه زنده زنده سوختن معلم و دانش آموزان مدرسه سفیلان  هم نزدیک است. (فکر می کنید آن واقعه با این هزینه های میلیونی ارتباطی دارد یا با سوءمدیریت یا با هر دو؟)

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 17:10  توسط حمیدرضا شجاعی نیا  |