تبليغاتX
نوشتاری از آنچه که می توان نوشت
می شود مانع نوشتن شد ولی نمی شود مانع اندیشه شد.

شب است و گيتی غرق در سياهی

شب بلند است و سياهی پايدار

ولی باور به نور و روشنايی است كه  شام تيره ما را از تاريكي مي رهاند

کو از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند

تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد

شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . . .

يلدا مبارك

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 16:42  توسط حمیدرضا شجاعی نیا  | 

تبليغات انتخابات تمام شد ولي مثل ساير انتخابات خاطره هاي آن در ذهن عده اي از مردم خواهد ماند، بخصوص وعده هاي بي حد و حصر  و نيز شعارهاي بي پشتوانه.

در اين ميان يكي از مواردي كه بعنوان ديدگاه يك كانديداي باسابقه در امر كانديداتوري!!! در روزهاي آخر تبليغات به دستم رسيد اين جمله بود كه:

-         گفتار و كردار ؛ نه گفتار و پندار!

بنظر مي رسد اين دوست عزيز به محتواي جمله اش فكر نكرده و طبق شعارش،  حرف و عمل ايشان بدون پشتوانه فكري است! و به عبارتي :  پندار تعطيل!!!!

در پايان بروشور تبليغاتي ايشان آمده بود كه:

" تعبير رؤياي عاشقانه من توئي "

برداشت شما از اين جمله در يك بروشور تبليغات انتخاباتي چيست؟؟!!؟؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 10:42  توسط حمیدرضا شجاعی نیا  | 

حكايت انتخابات در هر دوره اي در كشور ما جذابيتهاي خاص خودش را داشته است، چه در دوران رضاخان كه تاريخ نمونه هايي از آن را ذكر كرده (سريال كيف انگليسي را كه به ياد داريد) و دوره هاي بعد از آن كه در  همين شهر خودمان دعواهاي عامري-آشتياني هنوز هم نقل مجالس شب نشيني بعضي خانواده هاي اصيل دامغاني هست و سپس دوره بعد از انقلاب كه انتخابات مجلس پر سروصداترينشان بوده (هم دوره ايهاي ما هر كدام خاطره اي شنيدني از آنها درذهن دارند) تا اين انتخابات شوراهاي شهر، با همه تفاوتهايشان در يك مورد اشتراك داشته اند!!! و آن اينكه با ديدن و شنيدن بعضي از وعده وعيدها به آدم احساس بدي دست مي ده!  احساسي كه در هنگام تحميق و به هيچ انگاشتن شعور انسان به وجود مي آيد.

هر كدام وعده اي مي دهد و اينكه فلان خواهيم كرد و فلان بايد بشود كه اگر با ديد خوشبينانه فرض كنيم با صداقت مي گويند، بار مالي هر كدام از اين طرحها سر به فلك خواهد زد و جالب اينكه هيچكدام از اين محترمين  مشخص نمي كنند اين همه هزينه اجراي وعده هايشان از كجا تامين خواهد شد؟ آيا جز اين است كه يا وعده ها از نوع سر خرمني است يا اينكه .....!؟

براستي ما را اينقدر ساده لوح فرض كرده اند يا اينكه خودشان بيش از اندازه ساده لوحند؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 14:26  توسط حمیدرضا شجاعی نیا  | 

مقاله ای با عنوان درست رای بدهیم:

این ماجرای آزمون و خطا بیش از یک قرن است که ادامه دارد و متأسفانه ما به جای عبرت گرفتن از گذشته و پیشرفت، بعضاً شاهد سیر قهقرایی در امر انتخابات هستیم و نه تنها بر سرمایه های گذشته نمی افزاییم بلکه به تعبیر قرآن کریم، رشته های گذشته را نیز پنبه می کنیم و برخلاف حدیث شریف «مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود»، بارها و بارها از این سوراخ گزیده می شویم

متن کامل را اینجا بخوانید.

-------------------------------------------------------------------------------

ولی این انتخابات نباید ما را از آنچه دور و برمان می گذرد غافل کند.

نمونه اش کار جدید عربهای حوزه خلیج فارس است.

در مراسم اهدای مدال های وزن 105+ وزنه برداری بازی های آسیایی دوحه، گوینده زن عرب، از جمله «الجمهوریه العربیه الایرانیه» به جای «جمهوری اسلامی ایران» برای معرفی کشورمان استفاده می کند. 

متن کامل را اینجا بخوانید.

راستی تا کی باید اینقدر مجذوب اعراب باشیم و هر کار می کنند چیزی نگوئیم؟؟؟؟؟؟؟؟

جای فردوسی خالی که باز بسرایید:

زشیر شتر خوردن و سوسمار          عرب را رسیده است بدانجای کار

که تخت کیان آرزو میکند                     تفو بر تو ای روزگار تفو

کوروش - داریوش - خشایار شاه - شاهپورذوالاکتاف ......... ما را ببخشید که ......

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 15:13  توسط حمیدرضا شجاعی نیا  | 

به نظر شما در اين تنور انتخابات كدام دسته نقش هيزم را دارند؟

-         مردم

-         كانديداها

-         طرفداران كانديداها

-         وعده هاي كانديداها

 

این هم نظر دوست عزیز آقای منصوری که بنوعی درددلی است و گلایه از آنچه که دارد بر سرمان می آید که در بخش نظرات قرار داده بودند:

نويسنده: جمال منصوری
شنبه 18 آذر1385 ساعت: 20:10
آقایان محترم و خانمهای محترمه تا حالا کجا بودند؟؟؟؟؟
این روزا بد جوری در و دیوار شهرمون قشنگ!!!! شده.امروز یه دوری تو شهر زدم ببینم کیا کاندید شدن یا بهتر بگم کیا کاندید نشدن. وقتی به سوابق و القاب و عناوین کاندیداهای شورای شهر که تعدادشون هم اصلا کم نیست نگاه میکردم دلم واسه این شهر سوخت(مثه همیشه).یعنی شهر ما اینهمه آدم دلسوز و فرهیخته و باسواد و با کفایت وعادل و مدیر و مدبرو با کمالات(البته نا گفته نماند خوش تیپ) داره اون وقت این اوضاع و احوال شهرمون اینه؟؟؟؟؟؟
یعنی واقعا آدم حتما باید تو شورای شهر باشه که بتونه به شهرش خدمت کنه؟؟؟ اگه یه نگاهی به سوابق دوستان کاندید کنید میبینید که اگه دوستان کاندید البته بلا نسبت تعداد اندکی(خیلی اندک) باقی دوستان, با اجازه شما نان به نرخ نانو ثانیه تناول میفرمایند.یعنی اگه آقایان محترم و خانمهای محترمه تو ههمون پستهایی که دارن اگه هدف خدمت به شهر دارن درست کارشون رو انجام میدادن وضعیت دامغان اینطور نبود.شاید هم اتاق شورای شهر دامغان تغییر شخصیت و تفکر میده ما خبر نداریم.
از این حرفا که بگذریم به هر حال ما دامغانی ها تعدادی از این کاندیدها را باید انتخاب کنیم.ولی باید به این نکته توجه کنیم که کسانی که انتخاب میشن به عنوان شورای شهر فعالیت میکنند.بازم میگم شــــــــورای شهر.حالا بیاییم به دوستانی رای بدیم که از همین الان باقی کاندیداها را مورد الطاف خود قرار میدن (در واقع پته همدیگرو به آب میدن).که متاسفانه این مساله تو همین شروع تبلیغات از طرف کاندیداهای محترم و البته محترمه دیده میشه.همون دوستانی که به نظر میاد احتمال رای آوردن بیشتری دارن.
خوب حالا خدا به داد شورایی برسه که اعضای آن با هم از همون اول کار مشکل دارن.البته ببخشید خدا به داد شهری برسه که , نه بازم ببخشید خدا به داد مردم شهری برسه که اعضای شورای شهر با هم اختلاف دارن.

پیشنهاد: بیاید با چشم باز و با تحقیقات کامل به افرادی رای بدیم که اهداف (البته اهداف واقعیشون)با هم همخونی داشته باشند.
نیازمندی: به یک عدد چشم برزخی (از اونایی که تو سریال آخرین گناه بود) نیازمندیم.البته برای تشخیص چهره و هدف واقعی کاندیداهای محترم پشت اون عکسهای دلسوز ومظلوم و مدیر و قاطع و البته خوش تیپ.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 7:14  توسط حمیدرضا شجاعی نیا  | 

در ادامه بررسي  كانديداهاي محترم شوراي شهر باز هم به وعده هاي جالبي بر مي خوريم كه ظاهرا گوينده اين جملات اصلا به چگونگي اجرا و يا لزوم آن توجه نداشته است.

-         يكي از آنان وعده داده "10 زمين چمن مصنوعي در 10 محله ايجاد مي كند"

از ايشان بايد پرسيد: شما ميدانيد چمن مصنوعي چيست؟ كه مي خواهيد 10 تاي آنرا در يك شهر 50 هزار نفره ايجاد كنيد؟

-         "پيگيري احداث راههاي خارج از محدوده شهري" ايشان فكر ميكنند بعنوان وزير راه از مجلس مي خواهند راي اعتماد بگيرند؟

-         "وعده ارتقاء دانشكده بهداشت به دانشگاه علوم بهداشتي" آيا وزير بهداشت همچنين وعده اي مي تواند بدهد؟

-         "وعده آشنا ساختن شهروندان با حقوق سلامتي و حقوق اخلاقي كه دارند و نيز انجام رسالت در قبال ديگران"

-         "احداث خيابان صنعت و ايجاد بازار كار ......."

-         و .............

تا بعد

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 15:23  توسط حمیدرضا شجاعی نیا  | 

بسلامتي تبليغات انتخابات شوراهاي شهر هم آغاز شد و شيفتگان خدمت و كساني كه در آرزوي برداشتن قدم در راه آباداني شهرشان مي سوختند، در اولين گامها با كثيف كردن در و ديوار شهر !!! اهدافشان را به مردم عرضه مي دارند.

نكته جالبي كه در اين دوره در تبليغات ديده مي شود هجوم سرهنگهاي بازنشسته براي خدمت است (اميدواريم از بيكاري و سر رفتن حوصله نباشد)

همچنين برخي اعضاي محترم شوراي فعلي هم مجددا كانديد شده اند و شعار مي دهند كه بايد فلان كرد و بهمان !!!!  راستي مگر اين دوستان در اين 4 سال گذشته چه مي كردند كه اين همه كار باقي مانده است؟

بعضي از كانديداهاي محترم هم در سوابقشان صرف يك ليوان آب در حضور فلان شخصيت يا عبور كردن از راهروي فلان سازمان را آورده اند ولي از بعضي مسئوليتهايي كه در سابق داشته اند چيزي ذكر نكرده اند.(نكنه اين مورد از خجالت باشد يا خداي نكرده فكر مي كنند مردم يادشان رفته و..... بهر حال عدم صداقت در اين عمل به ذهن مي آيد)

تبليغات 1 هفته اي ادامه دارد و البته براحتي نمي شود از آنچه مي بينيم بگذريم.

پس تا بعد

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 9:7  توسط حمیدرضا شجاعی نیا  | 

شهرمان را بدست که بسپاریم؟!

 

شهر تو! خانه من است؛ شهر من! خانه تو است!

 

بزرگترین مانع بر سر راه تحقق اهداف شوراهای شهر، سهم خواهی جناح ها و گروههای سیاسی و بی تفاوتی مردم است، تجربه دو دوره شهر بخوبی سرانجام و نهایت سیاسی شدن شوراهای شهر را نشان داده، و باعث بی اعتنائی مردم به شورا و حق رای و انتخاب خود شده است.

عقب نشینی و بی تفاوتی و عدم حضور گسترده مردم در دور دوم انتخابات شوراهای شهر ثابت کرد، که شورا حتی با حضور و رای اندک مردم نیز، پایدار و مشغول بکار خواهد بود؛ برای بسیاری از انتخاب شدگان، نه تعداد رای، که انتخاب شدن و راه یافتن به شورا مهم بوده و هست، و بقول دوستی، آنچه که مهم است! تیتر و عنوان دکتر است، نه معدل و نمره قبولی دکتر!

اگر مردم از حق رای و انتخاب خود استفاده نکرده و به صحنه و پای صندوق های رای نیایند، برنده احزاب و گروههای تابلودار مختلفی هستند، که مدتهاست برای رسیدن به قدرت و حقوق و امکانات شوراهای شهر، صندلی شوراهای شهر را نشانه رفته اند، و در این راستا، دو گروه اصلاح طلب و اصولگرا، به یک اندازه از شوراهای شهر سهم خواهند برد، و اما اگر مردم! بی تفاوتی را به کنار گذاشته و با احساس مسئولیت و آگاهی و بی اعتناء به تبلیغات پر هزینه گروهها، وارد صحنه انتخابات شوند و از حق رای و انتخاب خود بدرستی استفاده کنند، پیروزشوراهای شهر مردم خواهند بود، چرا که مردم ثابت کرده اند، همواره همراه با حضورهای چشمگیر خود، به از «جنس مرد ها» رای داده، و از «جنس مردم ها» را برای خدمت انتخاب می کنند.

امروز! مردم، برای گروهها و جناح هایی که مردم را بخاطر رایشان دوست دارند باز بسیار عزیز و دوست داشتنی و محترم شده اند، اما کسانی که سنگ احزاب و جناح ها را بسینه می زنند، چگونه می خواهند با دستیابی به قدرت، توام با در نظر داشتن منافع و مقاصد گروههای خود، سنگ مردم را به سینه زده و از حق و حقوق مردم دفاع کرده و برای مردم خدمت کنند؟!

ای کاش گروههای چپ و راست سیاسی، جنگ و جدال زرگری خود را به گستره مردم نمی کشاندند و به مردم اجازه می دادند، تا خود و به تشخیص خود، پای صندوقها بیایند و نمایندگان خود را برای شوراهای شهر انتخاب کنند.

شورای شهر، و بعبارتی پارلمان شهری،  پله اول رسیدن به جامعه مدنی و مردم سالاری است، و این شوراها، برای اینکه بتوانند موفق و با قدرت کار انجام دهند، محناج رای بالای مردم و پی گیری مداوم مردم برای اجابت خواسته هایشان می باشند؛ و شوراهای باقدرت و خدمتگزار، شوراهایی هستند که اعضای آنان با تخصص ها و تجارب مختلف و از اقشار گوناگون مردم باشد، و مهمتر ازهمه اینکه، اعضاء شوراهای شهر، قانون شوراها را خوانده و حفظ باشند، تا بتوانند سعی بر حاکمیت قانون بنمایند.

چه مردم بیایند و رای بدهند! و چه نیایند و را ندهند، از فردای آخر فصل پائیز، اسامی منتخبین شوراهای جدید شهرها اعلام خواهد شد ، و اما آنگاه پشیمانی برای آنان که از حق انتخاب خود استفاده نکردند، سودی نخواهد داشت.

لختی به فردا و اینده فرزندانتان در این شهر فکر کنید! این شهر خانه شماست. مال شماست. متعلق به شماست. پس کلید شهر را به امین ترین و دلسوزترین و خدمتگزارترین و صادقترین افراد بسپارید، و باور کنید، که لیاقت مردم هر شهری، همان شهرداری هست که دارند.

                                                                                           (برگرفته ازسایت شب نیوز)

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 7:9  توسط حمیدرضا شجاعی نیا  | 

این انتخابات هم عجیب نعمتی است!!!!!!!

بله ، از همه لحاظ نعمت است. هم مبنای دمکراسی است و تعیین سرنوشت و... و هم موجب افزایش مهربانی و لطف و صفا در جامعه ای که به شدت از لحاظ عاطفی و مراودات بهنجار اجتماعی در تنگنا می باشد!!!؟؟!!!

نمونه اش امروز یکی از کاندیداهای محترم با اصرار عجیبی می خواست من را با ماشین به مقصد برساند و هر چه می گفتم متشکرم من خودم ماشین دارم به گوش ایشان نمی رفت و همچنان می خواست مهرورزی کنند و دست بردار نبودند و در آخر تا قول شرکت در جمع دوستانه !! در منزلشان و صرف شام را نگرفت رضایت نداد. البته اگر بدانید وی کسی بود که تا قبل از این جریان انتخابات سلام ما را هم به سختی جواب می داد، بهتر به آنچه می گویم واقف می شوید هر چند احتمالا موارد مشابه برای شما هم پیش آمده است.

حال نظر شما چیست؟ آیا موافقید که هر ماه یک انتخابات داشته باشیم؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 18:32  توسط حمیدرضا شجاعی نیا  |