|
|
|
|
|
چرا آنان كه بيشتر از حسين(ع) دَم مي زنند، كمتر مثل حسين(ع) عمل مي كنند؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 20:12 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
||
|
«وقتي به روضه و گريز رسيد چراغ ها خاموش شد و فرد منبري سنگها را به سوي مردم پرتاب كرد. پس از مراسم من مبهوت و متعجب به سمت او رفتم و دليل را جويا شدم. او گفت: من امتحان كرده ام اين ها با هيچ روضه اي گريه نمي كنند و چون گريه بر امام حسين(ع) ثواب زيادي دارد راه را در اين يافتم كه با سنگ آنها را بزنم و بگريانم. چون هدف وسيله را مباح مي كند. هدف گريه بر امام حسين(ع) است ولو اينكه آدم يك دامن سنگ به سرمردم بزند!»
باز هم محرم است و عاشورا، شور و نواي حسيني و حال و هواي نينوا، گويي با رسيدن محرم فضا و زمان، محيط و مكان حالي دگر مييابد. ادامه مطلب |
|||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 17:43 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
|||
|
|
|
|
|
پرونده سوسك سياه دردسر ساز گروه حوادث: پيدا شدن سوسك در غذاى يكى از كارمندان دادسراى شهر رى، تشكيل يك پرونده جنجالى را رقم زد. در اقدام سريع قضايى، رستورانى موقتاً تعطيل شد و سه تن از كارگران آن بازداشت شدند.بنا به اين گزارش، ظهر روز دوشنبه ۲۵ دى ماه سال جارى يكى از كارمندان شعبه اول بازپرسى دادسراى شهر رى كه مشغول خوردن ناهار بود، با مشاهده سوسك داخل غذا، مسئولان دادسرا را در جريان قرار داد.با دستور معاون دادستان و سرپرست دادسراى شهر رى، پرونده قضايى در اين زمينه تشكيل و بازپرس شعبه ۴ تحقيقات ويژه اى در اين زمينه را آغاز كرد.در يك اقدام سريع قضايى، مأموران كلانترى ۱۳۱ شهر رى با پلمب موقت رستوران، ۳ كارگر آن را بازداشت كردند.به گزارش خبرنگار ما، صبح روز گذشته ۳ كارگر اين رستوران پس از انتقال به دادسراى شهر رى، از سوى بازپرس شعبه چهارم بازجويى شدند.اين گزارش حاكى است تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد. مطلب فوق عينا از روزنامه ايران مورخ 27/10/1385 نقل شده است. نكته جالب و اميدواركننده آن اين است كه برخورد سريع و قاطعانه با اشخاصي كه سلامتي مردم را در خطر مي اندازند صورت گرفته است.(همان چيزي كه انتظارش را داريم و بايد باشد.) ولي از طرفي سوالي هم مطرح مي شود كه : اگراين سوسك در غذاي فرد ديگري كه كارمند دادسرا نبود پيدا مي شد، و مطمئنا اتفاق مشابه اين در جاهاي ديگر پيش آمده، ايا باز هم با اين سرعت و شدت برخورد صورت مي گرفت يا مي گيرد؟ امیدواریم این رویه برای رعایت بهداشت غذایی باشد نه بهداشت قضایی!!! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 12:14 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
مي دانم اين عكس صحنه خيلي فجيعي است، ولي بهرحال هر كدام از ما مشابه آن را بارها ، بخصوص در مراسم مختلف مشاهده كرده ايم و طی روزهايي كه در پيش داريم ، ايام محرم ، بيشتر اينگونه صحنه ها را خواهيم ديد. واقعا آيا لزومي دارد كه ما اينگونه صحنه ها را به خيابانها بكشانيم و تحت نام مذهب و عزاداري براي امام حسين در معابر جوي هايي از خون راه بياندازيم و بعد هم آنرا با سالهاي قبل مقايسه و از كثرت آن بر خود بباليم و آنرا شاخصي بر ميزان ارادت به ائمه بدانيم؟ آيا به اثرات منفي كه روي روح و روان كودكان بجا خواهد گذاشت انديشيده ايم؟ فكر نمي كنيد سهمي از افزايش خشونت در جامعه ناشي از رفتارهاي نسنجيدﮤ اين چنيني مي باشد؟ يادمان نرود علتي داشته كه مراجع شغل قصابي را مكروه دانسته اند، آن وقت ما براحتي فعل كشتن را ، آنهم اينگونه سنگدلانه ، در مقابل چشمان معصوم و كنجكاو كودكان انجام مي دهيم. واقعا نمي شود به شكل بهتري عمل كرد؟ اگر نذري هم هست ، فكر نمي كنم لزومي داشته باشد آن را در ميان خيابان و جمعيت ادا كنيم كه خداي ناكرده علاوه بر اثرات منفي ياد شده ، احتمال ريا هم داده شود كه اگر احتمال كوچكي هم بر مورد دومي باشد ، واي بر ما كه خسرالدنيا والاخره شده ايم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 16:55 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
عید نیامده و عیدی کارمندان!!!
بحث ميزان مبلغ عيدي هر سال يكي از مطلب مورد توجه و سوژه داغ رسانه ها در اين ايام است. امسال هم همچون گذشته اين بحث با حدس و گمانه در باره ميزان آن آغاز شد تا اينكه روز گذشته مبلغ 175000 توماني آن بطور رسمي اعلام گرديد، كه برابر با سال گذشته است. اينكه آيا قيمتها مطابق سال گذشته است كه ميزان عيدي تغيير نيافته و يا اينكه اصولا اين مبلغ بر اساس چه محاسباتي تعيين شده و آيا اينكه مسئولين محترم هم صرفا به دريافت اين مبلغ قناعت مي كنند و به عناوين ديگر دريافتي دارند يا نه، كاري ندارم!!! بلكه پرسش من اين است : چرا عيدي کارمندان را كه دولت مي خواهد پرداخت كند مبلغ 175000 تومان بايد باشد و لي مبلغ عيدي گارگران كه كارفرما بايد پرداخت كند حدود دو برابر اين بايد باشد؟ آيا اين دو گانگي شما را به ياد ضرب المثل معروف خرج كه از كيسه مهمان بود – حاتم طائي شدن .... نمي اندازد؟ البته دولتهاي گذشته هم به همين منوال عمل مي كردند و به اعتراض هيچ كس هم اعتنا نمي كردند ولي براي دولت فعلي كه شعار عدالت مي دهد اين بي عدالتي زيبنده نمي باشد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 10:7 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
انتظار معلمان از لايحه خدمات کشوري در روزهاي اخير اخباري منتشر مي شود که حکايت از اجرايي شدن لايحه خدمات کشوري درسال 86 دارد. يک عضو هيات رييسه مجلس اعلام کرد: با توافق مجلس و دولت فصل دهم و سيزدهم لايحه از ابتداي سال 86 اجرا خواهد شد. وي گفت در جلسه آينده مجلس شوراي اسلامي زمان اجرا ي طرح و اينکه 5 يا 10 ساله باشد، تصميم گيري خواهد شد. ( همشهری 12 /10 /85) اجراي نظام پرداخت هماهنگ حقوق و مزايا از جمله درخواستهای معلمان از سال 80 به بعد بوده که طي اعتراضاتي همواره خواهان آن بودند و نهايت، مسولين امر اعم از دولت و مجلس را بر آن داشت تا با درک واقعيت گوشه اي از زندگي پرمشقت معلمان، گامهاي اوليه را بردارند. ضمن تشکر از اين اقدام بايد توجه داشت که خواست اصلي معلمان علاوه بر افزايش حقوق، رفع تبعيض بين کارکنان دولت بويژه در بخش مزايا و امکاناتي است که خارج از فيش حقوق دريافت مي نمايند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 10:3 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
گاهي در خبرها به مطالبي بر مي خوريم كه ذهن انسان بر سر دوراهي مي ماند كه چه بايد گفت!! از جمله عناوين ذيل، كه براي دوستان علاقه مند لينكشان را هم گذاشته ام تا بطور كامل خبر را بخوانند و تا از خجالت اعصابشان حسابي دربيايند.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 19:45 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز چند تا لینک دارم. تمایل داشتین روی آنها کلیک کنید و مطالبشان را بخوانید شاید به نوعی درددلتان را در آنها ببینید:
۱) موضوع آتشسوزي در مدرسه "درودزن" از سوي آموزش و پرورش اعلام نشد، شايد به اين دليل كه وزير آموزش و پرورش چندي پيش در مصاحبهاي به خبرنگاران اطمينان داده بود؛" اگر حادثهاي مانند مدرسه "سفيلان" در كشور رخ دهد، استعفا ميدهم"، حال بايد پرسيد جناب وزير چه ميكنيد؟
ادامه مطلب مربوط به عکس فوق
۲) نقض تمامعيار قانون اساسي در سكوت كامل ادامه مطلب ۳) فعلا همینها کافیست. تا بعد
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 8:30 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
چگونه نااميد شوم، وقتي كه تو مهربان و صميمي جوياي حال مني؟ اگر به فرض که هيچ دليلي بر حقانيت و صلاحيت امام حسين(ع) نباشد، بعد آدم يك بار دعاي عرفه بخواند، ميشود به «حسين» ايمان نياورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ ديوانهاش نشود؟ آيا چنين چيزي امكان دارد؟ خدايا! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 19:15 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
من با عشق آشنا شدم و چه کسی این چنین آشنا شده است؟... هنگامی که دستم را دراز کردم که دستی نبود. هنگامی که لب به زمزمه گشودم ، که مخاطبی نداشتم. و هنگامی تشنه ی آتش شدم، که در برابرم دریا بود و دریا و دریا ... ! دکتر علی شریعتی |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم دی 1385ساعت 19:35 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
یک سوال كه هنوز نتوانستم جوابش را پيدا كنم: چرا هنگامي كه فردي از نيروههاي نظامي در حين ماموريت بر اثر حادثه ( سقوط هواپيما – تصادف - ... ) جان خودش را از دست می دهد، از آنها به عنوان شهيد ياد مي شود، ولي اگر همين اتفاق براي ساير كارمندان در ادارات ديگر بوقوع بپيوند ، مشمول اين عنوان نمي شوند؟ مگر خدمت به مردم و انجام وظيفه در يك كشور با هم تفاوتي دارد؟ ساير كارمندان نيز بايد مشمول اين حديث شوند كه (نقل به مضمون): "اگر كسي در راه كسب روزي حلال جانش را از دست بدهد اجر شهيد را دارد" هرچند مقام راستين شهيد آنقدر والاست كه فقط حضرت حق مي تواند آنرا تشخيص و اجرش را آنگونه كه سزاوار است بدهد. شما جواب این سوال را می دانید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم دی 1385ساعت 10:56 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
تو را به خدا ، اي قلب من! تو را به خدا ، اي قلب من ، عشقت را اسرار خويش دان و آن را از ديگران پنهان دار تا سرنوشتي نيكوتر بيابي. سكوت ورازداري براي عاشق نيكوتر است. تو را به خدا ، اي قلب من ، اگر كسي پرسيد: بر تو چه رفته است؟ پاسخ مده. اگر از تو در باره معشوقت پرسيدند گمراهشان ساز. تو را به خدا ، اي عشق من ، شور و احساس خود را پنهان ساز. بيماري تو همان درمان توست، زيرا نسبت عشق به روح همچون شرابي است در پياله. آنچه تو مي بيني مايع است و آنچه ديده نمي شود جوهر و نيروي آن است. تو را به خدا ، اي قلب من ، مصائب خويش را آشكار مساز، تا اگر درياها خروشيدند و آسمانها فرو ريختند، تو ايمن باشي. (جبران خليل جبران) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 9:47 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||