|
|
|
|
|
عشق را عشق است! ليلی از مجنون پرسيد: چه ُتحفِه ای داری؟ مَجنون جواب داد فقط يک سوزن که با آن تيغ هائی که در طول راه به پايم می رفت، در می آوردَم تا به تو برسم. ليلی گفت: راه عشق پُر خطر است و آنجا بَلا می بارَد ... می خواستم ترا بيآزمايم . اگرتو درعشق صادق بودی سوزن را برای چی برداشتی؟ تو تاب بَلا نداری وگرنه خاری که در راه عشق به پای تو رَود و چاووش راه وصال باشد از ُگل لطيف ترست، آنرا با سوزن بيرون نبايد آورد، آيا درخت گل را نمی بينی که به اميد گلی يکسال بار و رنج خار می کِشد؟" عطار نيشابوری ----------------------------------------------------------------------------------- گرچه به تمايلا ت خودخواهانه که نام مقدس عشق را یَدک می کشد نمی شود عشق گفت ولی هر احساسی که با اختيار، احترام، فداکاری و صداقت توام باشد عشق است و ديگر آسمانی و زمينی ندارد! هی خودمان را گول نزنيم و عشق را به تاق آسمان نچسبانيم. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 12:18 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
والنتاين يا اسپندار مذگان؟! اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند. سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند! جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند! همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 17:13 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
اطلاعيه مسابقه شترسواري اصل قضيه را كاري نداريم، ولي سوالي كه برايم مطرح است اين مسابقه چه ارتباطي با عزاداري محرم داشته است؟ (دقت كنيد در متن اطلاعيه آمده :"سلام بر حسين – سال پيامبر اعظم - همزمان با تقارن ايام سوگواري سالار شهيدان ... – با برافراشتن پرچمهاي عزاداري...." ) واقعا نمي شد زماني براي اين مسابقات انتخاب مي شد كه با اين ايام تقارن نداشت؟ يا اينكه واقعا ارتباطي داشته و ما نمي دانيم؟!؟!؟ درست است كه دين و مذهب با اجزاي زندگيمان پيوستگي دارد ولي اين دليل نمي شود كه حرمت آن را پاس نداريم و براي هر چيزي از اعتقادات خرج كنيم و تازه به آن بباليم.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 11:45 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
خاك عاشقي مي داند. گريه مي كند، رنج مي كشد، و صبر ميكند. سر به آستان مرگ مي گذارد. بر شانه هايش مي گريد، اما نمي ميرد. خاك عاشقي صبور است. بر برگهاي پائيز بوسه مي زند. تقدير جهان را عوض مي كند. جوانه ها را بيدار و درختها را خواب مي كند اما خود هرگز نمي خوابد. خاك عاشقي صبور است كه سالها و سالها براي آسمان صبر مي كند و من همانم كه از خاك آمده ام چون خاك روزي صبوري را خواهم آموخت .... (جبران خليل جبران) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 15:44 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
گفت: كجايم راست است كه گردنم راست باشد؟!
حالا شده حكايت شهر ما!!!! كه انتظار داريم ....... در تصاوير ذيل نمونه اي از كجي هاي دامغان را ببينيد و مثل ما چراغي دردست بگيريد و دنبال راستي هايش بگرديد، كه آنچه مي يافت نشود آنم آرزوست...... البته بجز نشستها و همايشها و سمينارهاي توسعه شهري كه برگزار مي شود ودر آن چشم اندازي از آينده ترسيم مي كنند كه آدم از يك طرف غرق شادي مي شود و از طرف ديگر هول برش مي داره كه نكنه بدخواهان بيايند اين مسئولين كوشا و دلسوز و فداكار و صد البته نخبه را "فرارمغزها" كنند!!!
زمانی در اینجا گل و سبزه بود الان به همت شهرداری مدلی از کویر با قارچهای برقی!!!!!!!!!!!!
کپسول آتش نشانی تنها بیمارستان شهر(به شلنگ پوسیده و شارژ دستگاه توجه کنید)؟؟!!!؟؟!!
حفاظت اصولی و علمی از مسجد تاریخانه یکی از قدیمیترین آثار باستانی ایران!!!؟؟؟
ابداع تابلوهای جدید راهنمائی و رانندگی!!؟؟؟
......................................................................
بقیه موارد را براحتی در شهر می توانید مشاهده کنید. راستی به شهرک صنعتی هم اگر نگاهی بیاندازیم آثار بی شمار کلنگهای آغاز پروژه های صنعتی بی سرانجام را می بینیم که در نوع خود در دنیا بی نظیر است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 17:32 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
کلام شریعتی برای توصیف واقعه ی عظیم عاشورا چه هوشيارانه دگرگون كردهاند پيام حسين را خدايا! اين چه حكمت است؟ ما كه در پليدي و منجلاب زندگي روزمره جانوريمان غرقيم، بايد سوگوار و عزادار مردان و زنان و كودكاني باشيم كه در كربلا براي هميشه، شهادتشان و حضورشان را در تاريخ و در پيشگاه خدا و در پيشگاه آزادي به ثبت رساندهاند. خدايا اين باز چه مظلوميتي بر خاندان حسين است؟ اكنون شهيدان كارشان را به پايان رساندهاند. و ما شب شام غريبان ميگرييم، و پايانش را اعلام ميكنيم و ميبينيم چگونه در جامه گريستن بر حسين ، و عشق به حسين، با يزيد همدست و همداستانيم؟ او كه ميخواست اين داستان به پايان برسد. اين شهيدان كار ديگري نيز كردند: شهادت دادند با خون خويش ـ نه با كلمه ـ شهادت دادند، در محكمه تاريخ انسان. هر كدام به نمايندگي صنف خودشان. شهادت دادند كه در نظام واحد حاكم بر تاريخ بشري ـ نظامي كه سياست را و اقتصاد را و مذهب را و هنر را، و فلسفه و انديشه را و احساس را و اخلاق را و بشريت را همه را ابزار دست ميكند تا انسانها را قرباني مطامع خود كند و از همه چيز پايگاهي براي حكومت ظلم و جور و جنايت بسازد ـ همه گروههاي مردم و همه ارزشهاي انساني محكوم شده است. يك حاكم است بر همه تاريخ، يك ظالم است كه بر تاريخ حكومت ميكند، يك جلاد است كه شهيد ميكند و در طول تاريخ، فرزندان بسياري قرباني اين جلاد شدهاند، و زنان بسياري در زير تازيانههاي اين جلاد حاكم بر تاريخ، خاموش شدهاند، و به قيمت خونهاي بسيار، آخور آباد كردهاند و گرسنگيها و بردگيها و قتل عامهاي بسيار در تاريخ از زنان و كودكان شده است، از مردان و از قهرمانان و از غلامان و معلمان، در همه زمانها و همه نسلها. و اكنون حسين با همه هستياش آمده است تا در محكمه تاريخ، در كنار فرات شهادت بدهد: شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاريخ. و شهادت بدهد كه در نظام حاكم بر تاريخ چگونه زنان يا اسارت را بايد انتخاب ميكردند و ملعبه حرمسراها ميبودند يا اگر آزاد بايد ميماندند بايد قافلهدار اسيران باشند و بازمانده شهيدان، با زينبش! و حسين با همه هستياش آمده است تا در محكمه جنايت تاريخ به سود كساني كه هرگز شهادتي به سودشان نبوده است و خاموش و بي دفاع ميمردند، شهادت بدهد. اكنون محكمه پايان يافته است و شهادت حسين و همه عزيزانش و همه هستياش با بهترين امكاني كه در اختيار جز خدا هست، رسالت عظيم الهياش را انجام داده است. چه هوشيارانه دگرگون كردهاند پيام حسين را و ياران بزرگ و عزيز و جاويدش را، پيامي كه خطاب به همه انسانهاست. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 15:41 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
هر روز كه ميگذرد تفاوت بيشتري را بين محرم اين سالها با محرم آن سالها مي بينيم!!!! البته شايد هم ما داريم تفاوت مي كنيم و ديدمان عوض مي شود؟!؟! بهرحال هر چي كه هست احساس خوبي نيست، يه حسي است كه هنگام از دست دادن ارزشها در آدم ايجاد مي شود. علت هم قطعا در ما و رفتار ماست. در اين ارتباط خواندن مطالب ذيل خالي از لطف نيست. مداحان، چگونه اسلام و حسین را شناخته اند؟ نیم دانگ صدا و مقداری پررویی و کمی حماقت و جسارت و اندکی هنر مردم فریبی، این تمام سرمایه بسیاری از نوحه خوانان و مداحانی می باشد، که سعی دارند با حرکات نمایشی و بغض های دروغین و جعلیات و خرافات، شور و احساسات مردم را در مراسمهای گوناگون مذهبی برانگیزند، و ازین طریق و بخاطر کشته شدن حسین بن علی و یارانش در صحرای کربلا، کسب درآمد و منفعت نمایند... براستی بسیاری از نوحه خوانان و مداحان نوپا، در کجا و چگونه آموزش دیده، چه کتابهایی خوانده، اسلام و حسین(ع) را چگونه شناخته اند، و با کدام تائید و مدرک و امتحان و گزینش و تعیین صلاحیت، در مراسم عزاداری شرکت کرده و برای توده مردم، نوحه خوانی و مرثیه سرایی می کنند؟ مصاحبه با مداح معروف !! عبدالرضاهلالي: * به نظرتان اين سبكي كه ميخوانند، يكي حسين حسين ميگويد و يكي رويش نوحه ميخواند كار درستي است؟ *حالا برويم سراغ شايعاتي كه اطراف اسم شماست. جايي گفته بوديد قضية پرادوي شما شايعه است. از اول شايعه بوده يا الان شايعه شده؟! اين هم مطلبي است كه محرم سال گذشته با عنوان" ستيز با فرهنگ حسيني در تكيههاي ايران! " در وبلاگم گذاشته بودم: بايد در نظر داشت جهل و غفلت بزرگترين عامل لغزش در شناخت و شناساندن فرهنگ عاشوراست. بودند معدود كساني در روز عاشورا كه با محاسبات عليل و مخدوش خويش به نتيجه محاربه با امام حسين(ع) رسيده بودند. بينديشيم و بنگريم كه ما نيز از كساني نباشيم كه در اعتقاد خويش حسيني هستند و در عمل يزيد را پذيرفته و دست ارادت به سويش دراز كردهاند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 16:21 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
همه مي دانيم كه حسين(ع) براي احياء امر به معروف و نهي از منكر شهيد شد. فلسفه شهادت اين امام كه در عمل كمتر به آن توجه مي شود، بهانه نامگذاري دهه اي است كه بنام امر به معروف و نهي از منكر معروف شده است و تشكيلاتي به همين نام هم ايجاد شده و گاها فعاليتهايي هم در اين باب مي بينيم. اما آنچه كه به آن بي توجه هستيم اين است كه امر به معروف و نهي از منكر بسيار جامع تر و گسترده تر از آني است كه همه تلاش وتوجه مان را به جلوگيري از بيرون ماندن چند تار موي تعدادي دختر و خانم در خيابانه و اماكن عمومي محدود كنيم! براستي آيا شما ديده ايد آناني كه در خيابانها به اين امر و تذكر به بدحجابها مي پردازند، با همين جديت و احساس تكليف به نهي از ساير منكرات ( كه چه بسا كبيرتر از گناه ذكر شده باشد) بپردازند؟ آيا در مقابل منكرات ديگر تكليفي بر ما نيست؟ آيا زيرپا ماندن حق مردم در ادارات بواسطه سليقه اي عمل كردن، معطلي مراجعين، دروغ ، تهمت و انگ زدن به ديگران، ريا و نفاق، گرانفروشي يا كم فروشي، ربا و نزول، و ..... منكرات رايج در جامعه نيست؟ شايد هم بواسطه زياد بودن آنها ديگر حساسيتي برنمي انگيزند؟ كاش بخشي از اين عزاداريهاي پرشور و گاها احساسيمان را به تفكر در اين مورد اختصاص ميداديم كه حسين(ع) براي چه قيام كرد و چرا شهيد شد؟ درست است كه بايد در جامعه اصول اسلامي رعايت شود، از جمله حجاب اسلامي، ولي يادمان باشد حجاب اسلامي تنها اصل جامعه اسلامي نيست و چه بسا اصول بسيار بزرگتر و مهمتر وجود دارد كه زيرپا گذاشته مي شود و ما بدانها بي توجه مي باشيم و منكراتي رايج شده كه صدها برابر از بدحجابي به اساس دين و فرهنگ جامعه خدشه و خلل وارد مي سازد. پس بجاست كه به نهي از ساير منكرات هم همت داشته باشيم كه با يك مورد نهي از منكر به جايي نمي رسيم، كما اينكه نرسيده ايم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 11:43 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
این هم چند تا لینک برای اونهایی که کمی سرشان برای سیاست درد می کنه: در کمیته امداد چه می گذرد؟ متن کامل باز هم قصه مکرر گشت و گذار خارجی (كاري نكنيم كه مردم بگويند : چه فكر مي كرديم و چه شد . ) متن کامل شرایط خطرناک ایران و نقش سیاست مداران مستقل متن کامل |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 16:44 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
هر ساله با ورود ماه محرم كه ماه شهادت سيد و سالار شهيدان و به اسارت گرفته شدن خاندان اين عزيز توسط جرثومه فساد و طاغوت زمانه يزيد بين معاويه است، غيرت ومحبت ايرانيان و شيعيان به جوش آمده ابراز احساسات فراواني به آقاي مي كنند. اما در اين ميان يك سوال همیشگی برایم وجود داشته و آن اينكه چرا فقط در مساله عزاداري براي امام حسين و عاشورا، دهه اول محرم اينقدر جدي گرفته مي شود و مردم با روزهاي پس از واقعه كاري ندارند. تا روز سوم محرم كه امام حسين اصلا وارد كربلا نشده بود و آب هم كه از روز هفتم قطع شده است. پس چرا مردم از ابتداي دهه اول محرم آنچنان عزاداري و سوگواري مي كنند كه انگار همه اين روزهاي عاشورا است. اما پس از غروب عاشورا نه تنها كسي به فكر عزاداري و مصيبت خواني نمي افتد بلكه همه لباس ها را از تن در آورده و از حال عزا خارج مي شوند. در حالي كه اصل عزا بايد پس از عاشورا و شهادت آقا شروع شود . (برگرفته از بازتاب) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 16:29 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
نذر يا خرج!!!
كلمه نذر بوي روايي حاجت مي دهدد و كلمه خرج، بوي نهادن منت!! كلمه نذر ياد معنويات را زنده مي كند و كلمه خرج ياد ماديات!! كلمه نذر آسماني است و كلمه خرج زميني!! كلمه نذر از محبت است و كلمه خرج از نخوت!! ................ راستي كدام بهتر است؟ فروتنانه بگوييم نذري داريم يا با تفاخري پنهان، بگوئيم خرج داريم؟!!! در این روزهای عزیز نذرتان قبول باشد. التماس دعا |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 9:18 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||