|
|
|
|
|
مقدمه چینی برای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
"با یک مقایسه سطحی بین مشاغل مختلف مشخص می شود معلمان زحمتکش کشور ما نه تنها در شرایط نامساعدی به سر نمی برند بلکه در مقایسه با بسیاری از مشاغل حقوق، مزایا و تسهیلات بسیار مطلوبی دریافت می کنند. حقوق یک کارمند بانک با شرایط دشوار و کار سخت که برای عموم مردم آشکار است نیز در بهترین حالت 320 هزار تومان است. ساعتها پشت میز نشستن و کار با اعداد و ارقام، صدمات کار با رایانه همچنین پاسخگویی به حداقل 70 نفر در روز همگی از دشواریهای کار کارمندان بانک است. این کارمندان حتی در برخی موارد که در حساب و کتاب خود دچار مشکل و کمبود می شوند ، مجبورند رقم کسری را از حقوق خود جبران کنند . این خسارت در برخی موارد ممکن است به صدها هزار تومان در سال برسد. پس از بررسی شرایط کاری دو سه نمونه از مشاغل، وضعیت ساعت کار، درآمد و مزایای کار یک معلم را به اختصار بررسی می کنیم . ساعت کاری یک معلم از هشت صبح آغاز می شود و در حالت معمولی تا 12 ظهر ادامه دارد . برای دبیران مقطع راهنمایی و دبیرستان نیز ممکن است این ساعات در بین روزهای مختلف تقسیم شود. به هر حال یک معلم در استخدام آموزش و پرورش موظف به چهار ساعت کار در روز است که البته این چهار ساعت در فیش حقوقی وی 6 ساعت منظور می شود. در میان چهار ساعت کار نیز هر یک ساعت و نیم یک بار حدود 20 دقیقه استراحت و به اصطلاح زنگ تفریح وجود دارد. در زمینه مزایا نیز لیستهای امور مالی ادارات نواحی مختلف آموزش و پرورش کرج حاکی از این است که بیش از 90 درصد فرهنگیان مالک هستند و با دریافت وام مسکن با شرایط بسیار خوب اقدام به خرید منزل مسکونی ، زمین، خودرو، موبایل و... کرده اند. چند فیش حقوقی مختلف از فرهنگیان در سمتها و مقاطع مختلف تحصیلی در دفتر خبرگزاری مهر موجود است که حداقل در 20 فیش حقوقی جمع پرداختها را بیش از پنج میلیون ریال و در برخی موارد نزدیک به 6 میلیون ریال نشان می دهد و پس از کسر بیمه، مالیات، وام ضروری، وام مسکن، خرید فرش، تعاونی و...این مبالغ به سه تا چهار میلیون ریال رسیده است. با نگاهی اجمالی به رقم خالص پرداختی این طور به نظر می رسد که رقم قابل توجه نیست اما بسیاری از تسهیلات زندگی که مردم در سایر مشاغل با حقوق خود صورت نقدی یا اقساط به شکل وام از بانکهای مختلف دریافت می کنند، معلمان پیش از این با دوندگیها و سودهای بسیار کمتر از وزارت آموزش و پرورش دریافت کرده اند. ذکر سایر موارد نظیر شرکت در اردوهای تفریحی، امتیازات نگارش مقاله و مطلب در روزنامه ها، دریافت امتیازاتی از قبیل فوق العاده محرومیت از تسهیلات زندگی، سرویس رفت و آمد به مدارس و... از مواردی است که شرح آنها در این گزارش نمی گنجد. سازمان مدیریت و برنامهریزی در گزارشی به بررسی وضعیت حداقل حقوق دریافتی 7 دستگاه اجرایی از جمله وزارت آموزش و پرورش پرداخت و اعلام کرد حداقل حقوق و مزایای نقدی و غیرنقدی کارکنان دیپلمه و لیسانسه وزارت آموزش و پرورش از حقوق و مزایای کارکنان وزارتخانههای تعاون، بازرگانی، ارشاد و دادگستری و همچنین سازمان حفاظت محیط زیست و خبرگزاری جمهوری اسلامی بیشتر است. به گزارش خبرنگار مهر، بر اساس گزارش کارشناسی شده سازمان مدیریت و برنامهریزی که در رابطه با حقوق پرداختی به دستگاههای مشمول قانون نظام هماهنگ پرداخت در سال 86 تهیه شده است، حداقل دریافتی دارندگان مدرک تحصیلی لیسانس در گروه 12 شغلی در وزارت آموزش و پرورش 4 میلیون و 994 هزار ریال (499 هزار تومان) است که این رقم در وزارتخانههای تعاون، بازرگانی و ارشاد، سازمان محیط زیست و خبرگزاری جمهوری اسلامی 3 میلیون و 532 هزار ریال (353 هزار تومان) است. حداقل دریافتی کارکنان وزارت دادگستری در گروه شغلی فوق 3 میلیون و 593 هزار ریال است. بدین ترتیب، مشاهده میشود در این 7 دستگاه، کارکنان وزارت آموزش و پرورش بیشترین دریافتی را دارند. همچنین در میان 7 دستگاه مورد بررسی، فقط معلمان از امکانات رفاهی اقامتی (خانههای معلم)، تخفیف ویژه در موسسات آموزشی خصوصی (تا 75 درصد)، شرایط ویژه در ثبت نام تلفن همراه و واحد درمانگاهی ویژه برخودارند. همچنین نرخ سود تسهیلات مسکن معلمان 4 درصد است که این رقم برای دیگر دستگاهها 13 درصد است.؟ هیچ کس منکر خدمات ارزنده معلمان و فرهنگیان زحمتکش در راه اعتلای سطح سواد جامعه نیست و پر واضح است که فرزندان ایران اسلامی که در حال حاضر در سمتها و پستهای مختلف مشغول به کار هستند زمانی شاگردان همین معلمان بوده اند و با رنج آنها هم اکنون به مدارج عالی دست یافته اند اما اعتصاب، عدم حضور بر سر کلاسهای درس و مواردی از این دست دور از شأن معلمان است ، زیرا این اجتماع به طور قطع الگوهای برتر جامعه به شمار می روند و هر حرکتی از سوی آنان زیر ذره بین همگان است در نتیجه عمل آنان نیز مانند عنوانشان باید فرهنگی باشد و این موضوع نباید تبدیل به بازیچه ای برای دشمنان شود و خوراک خبری رسانه های مغرض را فراهم آورد." متن فوق گوشه اي از 2گزارش مفصل است كه خبرگزاري محترم و متعهد مهر در سايت خبري روز جمعه31/1/86 خودش قرار داده بود. گزارش اول گزارش دوم اين خبرگزاري و سفارش دهندگان اين گزارش! در كمال تعهد ! و صداقت! به آمار و ارقامي پرداخته اند كه يك نتيجه از آن بيشتر نمي توان انتظار داشت: آهاي مردم ايران اين فرهنگيان خوشي زير دلشان زده و با اينكه اين همه دولتهاي خدمت گزار و مهرورز بهشان مي رسند باز ناشكرند و زیاده طلب . نق نق می کنند و حرف از تحصن و اعتصاب می زنند. (بد نیست کمکمان کنیدتا اینها را سرجایشان بنشانیم یا اگر به ما کمک نمی کنید لااقل با آنها نباشید و بدانید که ما چرا با اینها برخورد می کنیم!!!) آقایان عزیز میخواهید صدای معلمان معترض را خفه کنید چرا آبروی کار تحقیقی و آمار و ارقام را می برید؟ با تمام تلاشي كه براي آب ورنگ علمي دادن به اين گزارش كرده اند، آنقدر كذب و دروغ است كه فكر نمي كنم نيازي به پاسخ داشته باشد ولي بايد به يك عبارت مشهور اشاره داشته باشم و آن اين است كه: "آمارها دروغ نمي گويند ولي دروغگوها آمار مي سازند" |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 21:50 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
همانطور كه از قبل قابل پيش بيني بود براي سومين بار طرح استيضاح وزيرآموزش پرورش دچار اما و اگرها و ... شد. به این جمله از اظهارات یکی از امضاکنندگان طرح استیضاح توجه کنید: «من از امضاکنندگان هستم، اما از اصرارکنندگان نیستم» مفهوم چنین اظهاراتی روشن است: «با من گفتگو کنید و امتیاز بدهید». همین نماینده در ادامه با توجه به فضای همدلی بین نمایندگان و دولت در سال جدید استیضاح فرشیدی را بعید میداند. این در حالی است که فرشیدی با علم کردن مخالفت کانونها و تشکلهای صنفی با خود و اینکه لابد مخالفت آنها (که از دید او جریانهای سیاسی و احتمالا مخالف نظام هستند) نشانه درستی راه اوست، برکناری خود را امتیازی به مخالفان سیاسی اصولگرایان میداند. اي جماعت معلم (يا همان قشر ژان والژانيِ جامعه!!!) به اين حرفها دل خوش نكنيد كه ...!!! (اين بخش را خودتان براي خودتان كامل كنيد) در پايان لينكهايي هم از اين نمايش "استيضاح ميكنيم ، استيضاح نمي كنيم" كه ديدنش خيلي ضرر نداره. مقاومت سران مجلس در عزل فرشیدی! مخالفت هیات رئیسه با استیضاح فرشیدی! اسامي نمايندگان استيضاح كننده فرشيدي |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 21:37 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
*معلمان از فرط سادگي پيچيده به نظر ميرسند!!! معلمان چوب ناكارآمدي و بيتدبيري برخي از مديران آموزش و پرورش و عدم هماهنگي مجلس و دولت بر سر لايحه مديريت خدمات كشوري را ميخورند. در شامگاه 22 اسفند كه نمايندگان دولت و كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در جلسه تشكلهاي صنفي و هيات رئيسه مجلس حضور نيافتند، معلوم بود كه پرونده مطالبات معلمان وارد فاز جديدي شده است. اين جابهجايي در شرايطي رخ داد كه اولا در اجتماعات چند هزار نفري معلمان در بهمن و اسفند 85، هيچ حادثه خشونتآميز و يا بينظمي بروز نكرد؛ ثانيا سقف مطالبات و شعارهاي معلمان حتي بعد از حوادث روز 23 اسفند كه منجر به ضرب و شتم و دستگيري تعداد زيادي از معلمان شد، بالا نرفت. شعار محوري معلمان در ماههاي پاياني سال 85 و هماكنون اجراي لايحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق است. در كنار اين شعار اصلي، معلمان خواستار بركناري يا استيضاح وزير آموزش و پرورش نيز شدهاند. با چه معياري ميتوان تقاضاي معلمان براي اجراي لايحهاي كه در مجلس تصويب شده است و يا درخواست عزل يك مقام اجرايي را سياسي و امنيتي قلمداد كرد؟ جز اينكه مديران دولتي و نمايندگان مجلس ناتوان از اجراي وعده خود، صورت مساله را تغيير داده و مطالبات معلمان را در كادري غيرواقعي قرار دادهاند. معلمان از اول تا آخر گفتهاند كه مطالبات ما سياسي نيست و از حدود قانون پا فراتر نگذاشتهاند. توجه به ويژگيهاي روانشناختي قشر معلم در درك ماهيت حركت صنفي معلمان به مسوولان كمك ميكند؛ صريح و مستقيم انتقاد ميكنند. زبانشان گاهي تلخ و گزنده است. نسبت به منزلت و موقعيت اجتماعي خود حساسند و... رفتار كانونهاي صنفي هم تابعي از همين ويژگيهاست. تشكلهاي معلمان برخلاف تصور برخي مسوولان، تشكلهايي باز هستند. گردانندگان اين تشكلها در مجمع عمومي از ميان معلماني انتخاب ميشوند كه همين ويژگيها را دارند. بيان آنها آميخته به احساسات و عواطف است. در چارچوبهاي رايج سياسي در جامعه ايران، مديران كانونهاي صنفي منحصربهفردند. در توصيف آنها بايد گفت: معلمند؛ فقط معلم؛ از فرط سادگي پيچيده به نظر ميرسند. برخلاف القاي مديران آموزش و پرورش نه دستي سياسي پشت آنهاست و نه اصلا ميانهاي با سياست دارند. بسياري از آنها سابقه حضور در جبهههاي جنگ تحميلي را دارند، برخي از آنها جانبازند. خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش رسانهها از بيان و رفتار معلمان گاه دچار شگفتي ميشوند و گاهي هم ميرنجند. متاسفانه مسوولان آموزش و پرورش اين ويژگيها را نميشناسند. وقتي معاون وزير آموزش و پرورش بعد از اولين تجمع 3 هزار نفري معلمان در برابر مجلس در اظهاراتي نسنجيده تجمع معلمان را غيرقانوني، غيرمنطقي و سياسي ناميد و اعلام كرد كه دست مديران سابق پشت ماجراست و اصلا اينها معلم نبودهاند، واكنش معلمان تشكيل اجتماعات 10 هزار نفري بود. اين تكگوييهاي شگفتانگيز در ماههاي بعد ادامه يافت تا جائي كه وزير در روز 23 اسفندماه دستگيري معلمان را در حضور دهها خبرنگار تكذيب كرد. حضور معلمان در ماههاي اخير در تجمعات گسترده، مرهون سازماندهي پيچيده تشكلهاي صنفي نبود كه اصولا چنين سازماندهياي وجود ندارد. آنها شعاري را مطرح كردند كه از عمق جان معلمان برميخاست و مسوولان وزارت آموزش و پرورش به جاي تلاش براي مديريت مطالبات معلمان در چرخشي عجيب ديگر حتي نامي از لايحه مديريت خدمات به ميان نياوردند و با اظهارنظرهاي نامربوط خود خشم و عصبانيت معلمان را برانگيختند. معلمان انتظار داشتند، بعد از بازداشت 15 و 17 روزه 9 تن از سران تشكلهاي معلمان تهران حقيقت ماجرا روشن شود و بار ديگر پرونده مطالبات معلمان در جايگاه واقعي آن يعني مجلس و دولت، مورد بررسي قرار گيرد اما در حالي كه اعضاي فراكسيون 105 نفري فرهنگيان مجلس سكوت كردهاند و دولت نيز در پي جايگزين كردن طرحي مبهم به نام پرداخت پلكاني معكوس به جاي لايحه مديريت خدمات دولتي است، بازداشت معلمان در همدان و احضار مجدد تعدادي از اعضاي هياتمديره كانون تهران، مويد اين است كه نگاه مسوولان تغيير نكرده است و معلمان همچنان بر سر دوراهي ادامه اعتراض يا خاموشي ويرانگر مردد ايستادهاند. در حالي كه جمشيدي سخنگوي قوه قضاييه روز سهشنبه به خبرنگاران گفت كه فعاليت كانون همدان در دولت سابق و فعلي ممنوع اعلام شده، يكي از اعضاي اين كانون ميگويد: <تاكنون هيچ مرجع قضايي يا دولتي فعاليتهاي كانون صنفي معلمان همدان را غيرقانوني اعلام نكرده است.> اما اكبر عابدي معاون سياسي - امنيتي استاندار همدان در اظهارنظري متفاوت، طي نكردن مسير قانوني در انتخابات هياتمديره را علت غيرقانوني بودن فعاليت كانون همدان ميداند. عضو كانون در اين خصوص ميگويد: <بسياري از انجمنها و نهادهاي مدني كه در دوره اصلاحات پروانه فعاليت گرفتهاند، در دولت نهم با مشكلات اداري و قانوني مواجه شدهاند. مسوولان دولتي با تغيير دلخواه مقررات و نكتهسنجيها بوروكراتيك ميخواهند مانع ادامه فعاليت تشكلهاي مدني مستقل شوند.> معلمان با نگراني ميپرسند آيا اين گفتهها مقدمهاي است براي غيرقانوني كردن فعاليت تشكلهاي صنفي معلمان؟ اين در حالي است كه نقش تشكلهاي صنفي تعديل و پالايش مطالبات خام و بعضا افراطي اعضاي صنف است. * روزنامه اعتماد ملی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 21:46 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز در خبرها آمده بود كه باز هم طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش در مجلس مطرح شده است. شايد اين استيضاح بجا باشد، ولي قصد من از نگاشتن اين مطالب تائيد يا رد آن نيست ، بلكه دادن توجه به اين مطلب است كه بحث استيضاح هم مثل خيلي چيزهاي ديگر بنظر مي رسد مسكّني است جهت آرامش دادن به دردهاي جامعه فرهنگيان، بجاي درمان درد كهنه!!! به آقاياني كه بحث استيضاح را با آب وتاب بيان مي كنند بايد گفت: اين وزيري را كه مي خواهيد استيضاح كنيد از ابتدا كارنامه اش روشن بود (به قولي معلوم الحال بود) و چيز پنهاني نداشت ، پس در كنار وي شما كه به او راي داده ايد بيشتر مستحق استيضاح هستيد. در متن درخواست استيضاح 26 محور ذكر شده است كه تعدادي از آنها عبارتند از : 12- عملکرد ضعیف در صیانت از شان و جایگاه معلمان (چقدر ما مهم هستيم!) كه تمامي آنها با قوانين مصوب مجلس انجام پذير است، كدام يك را شما مصوب كرده ايد يا برايش راه كار و بوجه مشخص نموده ايد كه انجام نشده؟ (بخصوص بندهاي 13 و 14) براستي اگر انتخابات امسال مجلس در پيش نبود باز هم اين دلسوزيها را براي معلمين مي كرديد؟ (هر چند با توجه به سابقه بده بستانهاي پشت پرده بعيد نيست كه اين بار هم سرنوشت استيضاح مانند دفعات قبل شود!!!) خلاصه كلام، جماعت معلم اگر تا حالا زياد بودنشان باعث كهيرزدن آقايان مي شد!، ولي به نظر مي رسد كم كم زياد بودنشان باعث عزيزشدنشان خواهد شد، اينهم يكي ديگر از موهبتهاي انتخابات. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 21:34 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
كي مي تونه توضيح بده : بانكها كه پولهاي مردم به امانت نزدشان هست بر اساس كدام مجوز عقلي و شرعي مبالغ نجومي صرف تبليغات تلويزيوني مي كنند؟ (خوش به حال شركتهاي تبليغاتي و صداوسيما) علی (ع) با میثم تمار که خرماها را جدا کرده بود و با دو نرخ می فروخت چه کرد؟ وقتی برنامه نام نویسی و قرعه کشی است، گلچین و جدا کردن شماره های خاص ازدیگر شماره ها در فرهنگ مخابرات چه معنایی دارد؟! شماره تلفن همراه 09122222222 بعنوان رندترین شماره دومین مزایده فروش شماره های رند و مناسب شرکت ارتباطات سیار به مبلغ چهل و چهار میلیون و چهار صد و چهل و چهار هزار و چهارصد و چهل و چهار تومان (44444444 تومان) فروخته شد! كار كارشناسي به چه معنا است؟ (آخه اين روزها از كار كارشناسي خيلي صحبت مي كنند!!!) -* اگر از معلم نماها هم مي خواهيد خبري بخوانيد اينجا كليك كنيد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 20:46 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
حكايت اين دنياي مجازي هم حكايت جالبي است! دنياي مجازي آنقدر گسترش يافته است كه شايد ديگر درك آن براي ذهن هاي كوچكمان ممكن نباشد. دليل اين مدعا همين بس كه ديگر نمي توانيم اطمينان داشته باشيم كه آنچه با حواسمان ادراك مي كنيم حقيقي است يا از نوع بدلي و مجازي است! نيازي هم نيست كه با كامپيوتر سروكار داشته باشيم. جامعه لبريز شده از مجازي ها!؟!!؟؟ اگر در استاديومها جمعيتي چند ده هزارنفري تماشاچياني مي بينيم كه فحش و بد و بيراه ميگويند، اشتباه كرده ايم! چون آنهايي كه بهتراز ما مي فهمند مي گويند "اينها تماشاگرنما هستند" اگر قيمت اجناس بالا است ، گراني نيست بلكه گراني نما است. در دانشگاه هامان كه يك عده دانشجونما وجود دارند ، در روزنامه هامان يك عده روشنفكرنما پنهان شده اند ، ... خب با اين شرايط اگر مي گويند كه كساني كه در تجمع معلمان بازداشت شده اند و يا دارند بازداشت مي شوند!! معلم نيستند، نبايد شك كرد بلكه بايد مطمئن باشيم كه "معلم نما"هايي بيش نيستند!!! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 19:47 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
درخواست راهنمائي از همكاران رشته ادبيات فارسي و كساني كه از ادبيات فارسي سررشته اي دارند (و در ضمن مرعوب و ترسو و منفعل و غربزده و ... نيستند!): لطف كنيد به من بگوئيد معناي واقعي كلمات ذيل چيست؟ اقتدار – عزتمندانه – متجاوز – ملوانان جاسوس – و كلماتي از اين دست كه اين روزها زياد شنيديم ولي به نظر مي آيد معاني جديدي پيدا كرده اند و يا داشتند و نمي دانستيم. اگر دقت كنيد شايد اين سوالات براي شما هم پيش بيايد كه چگونه: ملوانان جاسوس انگليسي كه متجاوز به خاك كشورمان بودند طي بدرقه بالاترين مقام اجرايي كشور با دريافت هدايا و پس از گرفتن عكس يادگاري كشورمان را ترك كردند و در اين عملكرد عزتمندانه ، اقتدار نظام حفظ شده است.
* آيا معلمان بازداشت شده در تحصن مقابل مجلس (كه نه متجاوز بودن و نه جاسوس) هم هديه گرفته اند؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 19:19 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||
|
دوستي آشنا!! با نام "سلام" در كامنت زير مطلبي را بيان نمودند :
حسب الامر ايشان من به آدرس ياد شده مراجعه و مطلب مورد نظر را خواندم. پيش از اظهار نظر، اين حقير از دوست فوق سوالي دارم كه اميدوارم جوابش را عنايت فرمايند و آن اين است كه: نظر چون مني به چه كار ايشان مي آيد؟؟!؟ دوستان ديگري هم كه مي خواهند بدانند مطلب ياد شده چيست لطف كنند به آن آدرس مراجعه نمايند (اگر فياتر هست كه گناه من نيست !!!) مطلب مورد نظر مصوبه شوراي فرهنگي دانشگاه شاهرود است و به نظر مي رسد تماما از سر دلسوزي! براي نسل جوان و آينده ساز اين كشور مي باشد و نه خداي ناكرده چيزهاي ديگري كه بعضي ناآگاهان و مغرضان و بازي خورده هاي بيگانه و مرعوب شدگان فرهنگ غربي و ... به آنها نسبت داده اند. -خواسته اند يادآوري كنند كه "دانشگاه مكاني مقدس و نمادي كامل از آرمانهاي فرهنگي، مذهبي و علمي جامعه اسلامي و مظهر فرهيختگي دانشجوي مسلمان مي باشد" -اگر گفته اند لباس ضخيم بپوشيد براي اين است كه سرما نخوريد.(مگر در بهار و تابستان احتمال سرماخوردگي وجود ندارد؟) -......................................... * به نظر اينجانب (كه احتمالا به خيلي ها بر خواهد خورد ولي چاره اي نيست حق را بايد گفت) همانطور كه متاسفانه در بخش بزرگي از جماعت دانشجوي كشورمان تنها چيزي كه ديگر مشاهده نمي شود شور و شوق يادگيري و كسب دانش است، در بخش بزرگتري از مسئولين ما هم تنها چيزي كه ديده نمي شود همت كردن در انجام وظائف تعريف شده قانوني شان است!!! براستي آنقدر كه مسئولين دانشگاهي ما جوش و خروش صدور انواع دستورالعملهاي انظباطي و حراستي را مي زنند، نگران كيفيت علمي و آموزشي مجموعه تحت كنترلشان نيز هستند؟ آيا دلسوز اين موضوع هستند كه سطح علمي دانشجويان در چه حدي است؟ و مكمل اين حضرات دانشجوياني هستند كه آنقدر نگران عقب نماندن از آخرين مد مو و لباس و ... مي باشند، دلواپس عقب ماندگي علمي و نداشتن آگاهي لازم در مسائل مهمي كه سرنوشتشان را تعيين مي كند نيستند. اين دانشجو سزاوار آن مسئول هست، كه اگر دانشجو آگاه و آزاده و اهل مطالعه و كسب دانش بود(همان چيزي كه از فردي به نام دانشجو انتظار ميرود) هيچ مسئولي به خودش اجازه نمي داد كه رسالت اصلي اش را زمين گذاشته و به اموري بپردازد كه دستگاههاي عريض و طويلي با نامهاي مختلف براي ساماندهي آنها ايجاد شده اند. نابجا نيست اگر به ياد بياوريم كه "همه چيزمان شبيه همه چيزمان شده است" (راه دور نرويم كه همين مصيبت با شدت بيشتر بر سر آموزش و پرورش سالهاست آمده) - اگر در جامعه به تعداد كساني كه خود را "مسئول امور دخالتهاي بيجا" مي دانند، كساني بودند كه فقط همان وظائف قانوني شان ونه بيشتر، را انجام مي دادند مطمئننا شرايط فعلي ما ايني نبود كه مي بينيم. واقعا ما را چه شده است؟ |
||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 17:29 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
مبادا که خشم بر شما چیره شود با آن پیکار کنید و براندازینش. خشم و نفرت را از خود دور کنید و اجازه ندهید اندیشه هایتان به خشونت و ستم گرایش پیدا کند. مبادا که مرتکب بیداد شوید مبادا که در مقابل بیداد سر فرود آرید بلکه باید در مقابل بیداد و بیدادگر ایستادگی کنید.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 18:1 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
![]() در تجمع معلمان مقابل مجلس شوراي اسلامي صحنه هاي متفاوتي به چشم مي خورد كه اين هم از اون نمونه هاست فيش يكي از معلمان كه داراي 3 فرزند است اين جمله . . نوشته شده و دور مبلغ 1580904خط كشيده شده است . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 10:10 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
شما ميدانيد: - كه چرا صدا وسيما از تجمع چندهزارنفري معلمان در روزهاي مختلف، حتي يك بار هم خبري پخش نكرد (من كه شك كردم اصلا تجمعي بوده؟!!!) - ولي ديروز از اجتماع 10-12 نفره تعدادي دانشجو (نگيد دانشگاهها كه تعطيلن و ...) مقابل وزارت امور خارجه كه خواستار محاكمه ملوانان انگليسي بودن، گزارش تصويري مفصل تهيه و در بخشهاي خبري مختلف پخش ميكند؟ (جالبه كه تعداد خبرنگاران و فيلم برداران صدا و سيما از دانشجوها بيشتر بود) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت 18:53 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
« فرياد عدالت » دلمان خوش به اين بود كه اگر مشكلات زياد داريم، در عوض گاه گاهي اين فرصت را داريم كه درددلي كرده و كمي از بار انباشته بر دل، كه ناشي از بي عدالتي و تبعيض و ... مي باشد، را سبك كنيم . " انتقاد مي كنيم ، پس هستيم" ولي زهي خيال باطل، چون هستند افرادي كه همين را نيز برنمي تابند و به لطائف الحيل مي خواهند جلوي اين امر را بگيرند و به از ما بهتران! برسانند كه ما جلوي نق نق اينها را گرفته ايم و اين خوش خدمتي را در ياد داشته باشيد. اگر مي خواهيم جايگاه معلم را در جامعه بالا ببريم و نگاه مردم را به اين قشر تغيير بدهيم ، براي اين كار به نظر مي رسد كه ابتدا بايد از درون شروع كنيم. سالياني است كه گروهي آموزش و پرورش را سهل الوصل يافته و خرقه معلمي به تن كرده اند ، اينها همانهايي هستند كه در بهترين حالت شاگرداني اهل حفظ كردن و خوش خدمتي و بله قربان گو تربيت كردند و مي كنند. اينان چگونه مي توانند معلماني كه انگيزه اي محترم تر از پول و ماديات داشتند و تلاش نموده اند كه شاگردان خود را «دانش آموز» بار بياورند، را درك كنند؟ آري همين اشخاص هستند كه با روشهايي كه همه مي دانيم و نيز با به در و ديوار زدن سعي در رسيدن به سقف آرزوهايشان كه همچون بينش و ميدان ديدشان، بسته و كوتاه است، دارند و در اين راه واي به حال همكارانشان كه با آنان همراه نباشند!!! به بهانه هاي مسئول پسند !! سعي در تخريب وجهه همكاري مي كنند كه واقعا معلم است و دانش آموزي پرورش مي دهد كه پرسشگر است و همچون خودش براحتي هر حرفي را ، هر چند با لعاب ديني يا علمي پوشانده شده باشد، نمي پذيرد و به ريشه هاي مطلب مي پردازد. ايجاد محدوديت و چسباندن برچسب (هر چند ناچسب هم باشد!) كمترين پاداش معلم پرسشگر از جانب اين دسته افراد ظاهرالصلاح است. برخوردهاي مثلا پنهاني و تهديد براي معلمي كه به حق و بشكل منطقي دست به اعتراض در مقابل بي عدالتي زده است مطابق با كدام آموزه ي ديني يا انساني است؟ مگر اين سخن اميرالمؤمنين ( ع ) كه فرمود : « اگر حكومت ، اسلامي باشد ؛ به احدي ظلم نمي شود ، حتي غير مسلمان ؛ و زندگي هيچ كس با محروميت و كمبود نمي گذرد ، حتي غير مسلمان » را نشنيده اند؟ معلمي كه بايد الگوي نوجوان و جوان ما باشد گاه آنچنان در بند مشكلات خود و خانواده اش گرفتار مي شود كه مجال حفظ شان خود را نمي يابد. آيا معلمي كه از دست شاگرد خود پول مي گيرد تا در خانه آموزشش بدهد و آن هم با روش هايي بهتر يا موثرتر، شأن معلمي خود را حفظ كرده است؟ تقويت پايه هاي ايماني معلمان و توصيه هايي كه معلم را به ساده زيستي تشويق مي كند آنگاه كارساز است كه معلم، شاهد تلاش مسئولان براي رفع مشكلاتش باشد و بخشي از گرفتاري هايش را حل شده ببيند و اگر آقايان محترم توان يا ميل اين كار را ندارند حداقل آناني را كه دلسوزانه ، و نه مغرضانه ، انتقاد ميكنند را با انگ ها و تهمتهاي بي پايه محكوم نسازند كه بزرگ آزادمرد عالم هستي در نهج البلاغه (فرمان به مالك اشتر) فرموده: "بايد حاكم اسلامي به كساني كه حرف حق مي زنند – اگر چه تلخ باشد – بيشتر احترام بگذارد ، كساني كه به عملكردهاي نادرست روي خوش نشان نمي دهند ، و مي گويند و مي نويسند و مخالفت مي كنند ، اينان مرزبانان راستين « دين خدا » و باروهاي استوار اجراي عدالتند . بايد حاكميت در برابر اينان خضوع كند ، و مرتفع ترين سكو را براي « فرياد عدالت » در اختيار آنان بگذارد." |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 18:36 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
*توهم خدمتگزاری شما فکر می کنید کشور ما چرا با حضور این همه متخصص و افراد توانمند و فرهيخته و منابع طبيعى فراوان حركت رو به رشد كندى دارد؟ كشورهايى مانند تركيه، كره، سنگاپور، مالزي، اندونزى و... دارای کدام توانایی هایی اند که ما فاقد آنیم؟ اين سوالات و پرسش هایی همانند آن ساليان دیرینی است كه ذهن من و شما را به خود مشغول كرده است. اما هيچ گاه سعى نكردهايم جواب آنها را بيابيم و شايد هم... يكى از جوابهاى آن - البته بدون اينكه هيچگونه كشف و شهودى صورت گرفته باشد - را خدمتتان عرض مىكنم. اگر دقت كنيد شما هم به جوابهاى متعددى دست پيدا مىكنيد كه برخى ازآنها در صورت توجه و عملى شدن حكم معجزه را براى اين مرز وبوم خواهد داشت. يكى از خصوصيات انسانها ميل به منزه شدن است. بدين معنا كه بعد از تكرار چند باره چيزى براى خودشان يا از طرف اطرافيان امر (هر امرى) بر انها مشتبه مىشود و احساس خاصى به آنها دست مىدهد كه برايتان مىگويم. اين خصلت ظاهراً يقه مديران مملكت ما را در هر سطحى گرفته است و احساس مىكنند كه امور و تكاليف بسيارى بر زمين مانده كه هيچكس جز آنها نمىتواند آن را ازروی زمين بردارد لذا بر خود واجب دانستهاند مسوولیت های متعددی را همزمان بپذیرند و علىرغم ميل باطنى! با اكراه! و اجبار! اين كارها را قبول کرده منت آن را بر سر مردم و حتى نعوذبالله خدا بگذارند. اين اجبار! براى پذيرفتن مشاغل متعدد باعث شده هيچ گونه رغبتی براى بهبود كار نداشته باشند ولى از آنجا كه زمانه ما رابه بازيگران متبحرى مبدل كرده است رخوت و سستى موجود در حوزه كارى خود را به قدرت ، توانایی و زیرکی در ايجاد ثبات وآرامش تعبير کرده و چشم خود رابه روى واقعيت می بندیم. نمی دانم چه حکمتی است که اتفاقا این افراد سربزنگاه درویش مسلک هم می شوند و با مظلوم نمایی، بی کفایتی خود درزمینه اصلاح و پیشبرد امور را ،به گردن دیگران می اندازند و با شعار تعهد می خواهند که ما باور کنیم آنها همه تلاش خود را کرده اند.انگار نه انگار که در برابر تمام این کارها حق الزحمه خود رابیش از حد استحقاق گرفته اند و شهرت و ... به دست آورده اند.مگر نه اینکه هر کاری استاندارد خود را دارد و حرکت ما در همه زمینه ها فرهنگی ،اقتصادی ،اجتماعی ،سیاسی،عمرانی و ... باید به سمت رعایت این استانداردها و حتی بهینه کردن آنها باشد؟مگر نه این است که مدیران مدعی ما باید درا ین مملکت عقب نگه داشته شده تمام تلاش خود را برای پیشرفت این کشوربه کار گیرند؟با کدام تمرکز و نظم فکری قرار است این کارها انجام شود؟كافى است نگاهى به كشورهاى اطراف بيندازيم. سير صعودى و رشد اقتصادى و حتى فرهنگى آنها با ما قابل مقايسه نيست. آدمهاى اين دور و زمانه حد و حدود خود را نمىدانند و در اين شكى نيست. وظيفه کدام مرجع است كه به آنها اين حد و حدود را يادآورى كند؟ در مملكتى كه در آستانه توسعه قرار دارد چهطور افراد به خود اجازه مىدهند به نام تكليف و تعهد ، مسئوليت های متعددى را بپذيرند.به چه قیمتی ؟ در مملكتى كه كارهاى عقبافتاده بسيار دارد و جزءجزء آنها نيازمند تمركزو تفکر. بنا به فرمايش حضرت على (ع): «رحمالله امرى عرف قدره، و لم يتجاوز حده.» رحمت خدا شامل كسى است كه قدر خود را بشناسد و از حد خود تجاوز نكند. باشد که شامل رحمت خداوند قرار بگیریم و دنیای دیگران و عاقبت خود را نابود نکنیم. *تهروني |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 18:36 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
* "با مشاهده ی یک در بلافاصله لزوم دیوارها احساس می شود. آیا با مشاهده ی یک دیوار هم به همان نسبت لزوم یک در را احساس میکنیم؟ یک دیوار اگر دری در آن تعبیه نشده باشد، فقط و فقط یک مانع است و بس. اما هیچ چیز به قدر دری که قفل سنگینی بر خود آویخته باشد، به موجودیت خود خیانت نکرده است!" *پینک فلوید! Tear down the wall |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 12:18 توسط حمیدرضا شجاعی نیا
|
|
||