تبليغاتX
نوشتاری از آنچه که می توان نوشت - تا بهشت با زنجیر؟
می شود مانع نوشتن شد ولی نمی شود مانع اندیشه شد.

*تا بهشت با زنجیر؟!؟!

گرومب گرومب گرومب

صدای چکمه هایشان می پیچد

بیدار شوید ای خفتگان

ما سربازان خدائیم

آمده ایم ببریمتان

تا بهشت، پای در زنجیر

همگی به صف به ستون یک

به فرمان من، نفس

نگاهها بالا به پیش

هان صدا از که بود؟

 

رهایمان کن، آدمیم

آن بهشتت ارزانی تو

اگر نگهبانانی دارد چون تو، زشت خوی

من این دنیای پست را با خدای مهربان خودم دوست تر دارم

می خواهم گناهکار و توبه کار، چون آدم

با خدایم عشق بازی کنم

تو هیچ در آینه خود را دیده ای؟

در آن بهشت اگر لطف وزیبائی است

تو را توانی هست تا کام گیری؟

 

ساکت، به صف شوید

ما ماموران خدائیم

آمده ایم تا از آدم عاصی فرشته ای فرمانبر بسازیم

همگی به پیش، گوش به فرمان من

 

*احمد شیرزاد

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 10:49  توسط حمیدرضا شجاعی نیا  |